![]() |
![]() |
|
|
جابه جايي كانال و زمان برنامه دكتر كلهر كانال رنگارنگ روزهاي يكشنبه ساعت 9 و نيم شب به وقت تهران بعد از برنامه دكتر ملازاده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 10:28 توسط |
|
|
بهتر ديدم در رابطه با صيغه مطلبي كه قبلا فايل jpg آن را گذاشته بودم بصورت متن بياورم تا مطالعه آن راحت تر باشد ... با توجه به رواج اين گناه در جامعه متن زير را به دوستان براي مطالعه معرفي نماييد
سخني چند در رابطه با متعه (صيغه) متعه يا ازدواج موقت در اوائل اسلام ميان برخي از مسلمانان رواج داشت چنانكه در دوران جاهليت نيز معمول بود تا آنكه رسول خدا (ص) آن را نهي نمود و منسوخ شد چنانكه در ((صحيح مسلم)) آمده كه پيامبر اكرم (ص) در روز فتح مكه فرمود: يا ايُها الناس انَّي قَداذنت لَكُم في الاستمتاع من النساء و انّ الله حَرَّم ذلك الي يوم القيامه فَمَن كان عِنده منهنَّ شيء فليخل سبيله و لا تأخذ و امما آتيتموهّن شيئأ. يعني : هان اي مردم ، من (پيش از اين) درباره متعه گرفتن از زنان به شما اجازه داده بودم و همانا كه خدا اين كار را تا روز رستاخيز حرام كرده است پس هر كس زني براي متعه نزد خويش دارد آن را به راه خود رها كند ولي از آنچه بدانها داده ايد پس نگيريد. در متعه بر خلاف ازدواج دائم، زمان ازدواج محدود است و حق نفقه و ارث و طلاق و عده در آن شرط نيست (يعني ميتوان حرمسرايي پرجمعيت از زنان متعه بر پا كرد) عده متعه نيز كمتر از نكاح دائم است و به اندازه دو بار حيض شدن مي باشد . چنين ازدواجي كه معمولا براي خوشگذراني صورت مي گيرد شايسته زنان عفيف مسلمان به عنوان قانوني پايدار نبود و از اين رو اسلام آن را نسخ و تحريم فرمود، به ويژه كه در اين نوع ازدواج، مرد و زن در صدد بر نمي آيند تا زوج مناسبي براي زندگي بيابند و تنها تمتّع جسماني را در نظر مي گيرند و لذا اگر فرزندي از اين ازدواج بوجود آيد ناچار در خانواده نامناسب و ناهمگوني پرورش مي يابد و دچار عوارض تلخي مي گردد. در قران كريم حتي يك آيه در تأييد متعه نداريم (و به زودي به شبه هاي كه براي عدهاي در مورد آيه 24 سوره نسا پيش آمده پاسخ خواهيم داد) در حاليكه دهها آيه از ازدواج دائم سخن گفته است. در سنت رسول خدا (ص) هم نسخ متعه به صراحت آمده از مذاهب اسلامي نيز هيچكدام اين ازدواج را قبول ندارند و حتي از ميان فرقه هاي شيعي، فرقه زيديّه و اسماعيليّه با آن موافقت ندارند و تنها فرقه اماميه اثني عشري به اين كار روي خوش نشان داده و آن را مشروع بلكه مستحب موكّد مي شمرد! با آنكه در كتب معتبر حديث اماميه از امير مومنان علي (ع) رسيده كه ايشان به صراحت در تحريم متعه سخن گفته اند چنانكه در كتاب ((الاستبصار)) اثر شيخ ابو جعفر طوسي كه يكي از كتب اربعة اماميه محسوب مي شود مي خوانيم : عن علي عليه السلام قال حرم رسول الله – صلي الله عليه و آله و سلم – لحوم الحمر الاهليه و نكاح المتعه! الاستبصار چاپ نجف، جزء30 صفحه 142) يعني (( از علي عليه السلام رسيده كه فرمود: رسول خدا (ص) خوردن گوشت الاغ هاي اهلي (نه گورخر) و همچنين نكاح متعه را حرام گردانيد.)) شگفت آنكه علماي اماميه، اين حديث را حمل بر تقيه كردهاند!! و معناي اين حمل آن است كه علي عليه السلام و يا راويان معتبر اين حديث، از ترس سني ها به رسول خدا دروغ بسته اند و از قول او چيزي از خود در آورده اند! با آنكه ترس از محيط سني (به فرض صحت) بايد آنها را به سكوت درباره اين مسئله واميداشت يا حدكثر از قول خود به موافقت با متعه سخن مي گفتند نه آنكه به پيامبر (ص) افترا بزنند و از قول آن حضرت سخني جعل كنند! بنابراين چنين توجيهي نمي تواند مورد پذيرش قرار گيرد بلكه نوعي توهين به علي عليه السلام يا راويان موثق اين حديث به شمار ميآيد. علماي اهل سنت نيز در كتب خود روايتي را كه شيخ طوسي نقل كرده است از قول حضرت علي عليه السلام آورده اند چنانكه زيدي ها و اسماعيلي ها نيز آن را گزارش نموده اند به عنوان نمونه به كتاب : ((الموطّأ)) اثر مالك بن انس جزء 2، صفحه 12 از كتب سني و كتاب ((مسند الامام زيد)) صفحه 338 از كتاب زيدي و كتاب ((دعائم الاسلام)) جزئ 2 ،صفحه 224 از كتب اسماعيلي نگاه كنيد كه روي همرفته همه مذاهب در نقل اين معنا از علي عليه السلام متفقند و نمي توانيم آن را انكار كنيم. شگفت آنكه علماي اماميه چنين احاديثي را كه امت اسلامي در گزارش آن اتفاق نظر دارند و مي تواند مايه ((وحدت فقهي)) در ميان ما شود نمي پذيرند اما احاديث نامعقولي نظير احاديث ذيل را درباره جواز بلكه استحباب متعه قبول مي كنند. در وسائل الشيعه اثر جناب شيخ حر عاملي آمده كه امام صادق (ع) درباره زناني كه حاضر به متعه شدن هستند فرمود: تزوّج منهّن ألفأفإنها مستأجرات!! (( يعني هزار زن از ميان ايشان بگير كه اينها زنان اجارهاي هستند !!)) و جناب ملا فتح كاشاني در تفسير فارسي خود، ذيل آيه 24 از سوره نسا مينويسد: مَن تمتّع مّره كان درجته دَرَجه الحُسين و مَن تمتّع مرّتين فدرجته درجه الحسن و مَن تَمَتّع ثَلاث مَرّات كان دَرِجِته دَرُجه علي ابن ابي طالب وَ مَن تَمتّع اربع مرّات فَدُرجه دُرجتي ! يعني : (( رسول خدا(ص) فرمود : هر كه يكبار متعه كند درجه او چون درجه حسين باشد و هر كه دو بار متعه كند درجه او چون درجه حسن باشد و هر كه سه بار متعه كند درجه او چون درجه علي ابن ابيطالب باشد و هر كه چهار بار متعه كند درجه او مانند درجه من باشد! )) (ترجمه حديث عينا از تفسير ملافتح الله كاشاني نقل شده است). آيا اين قبيل احاديث را ميتوان باور داشت؟ و اين سخنان توهيني به رسول خدا (ص) محسوب نميشود؟ علمای امامیه میگویند آیه 24 سوره شريفه نسا كه مي فرمايد:{فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ } جواز متعه را میرساند! و اين آخرين تيري است كه در تركش دارند! شگفتا كه آیه مزبور را ناقص می خوانند و نادرست تفسیر مـی كنند زیرا در این آیـه ضمـیر جمع مونثِ " مِنهُْنَّ " به كار رفته و ضمیر، مرجع دارد و به قبل خود باز می گردد و قبلاً سخن از زنان منكوحه رفته است نه زنان متعه شده! بنابراین در اینجا می فرماید : (( چون از ایشان (یعنی زنـان نكاح شده) بهره یابی كردید كابیـن های ایشان را بپردازید و این ربطی به متعه ندارد و مراد از لفظ " أُجُورَهُنَّ " نیز همان مهر و كابین زنان است به دلیل اینكه درباره مهر زنان عقدی یا منكوحه نیز در قران مجید همین واژه مكرر به كار رفته است و اگر لفظ " اسْتَمْتَعْتُم " هر كجا آید بخواهیم ادعا كنیم كه مراد از آن، نكاح متعه است در اینصورت با این آیه چه می كنیم كه می فرمایند: شما در دنیا استمتاع كردید پس امروز عذاب خواركننده را بچشید (احقاف 20) أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكمُْ فىِ حَيَاتِكمُُ الدُّنْيَا وَ اسْتَمْتَعْتُم بهَِا فَالْيَوْمَ تجُْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ ... (الاحقاف/20) اساساً قرآن كریم دستور می دهد كه اگر برای مسلمانی شرایط نكاح موجود نبود باید عفت پیشه گیرد تا شرایط لازم برای ازدواجش فراهم آید و هیچ نفرموده كه در پی متعه گرفتن رود چنانكه در سوره شريفه نور مي خوانيم: وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يجَِدُونَ نِكاَحًا حَتىَ يُغْنِيهَُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ... (نور/32) (( كسانیكه (وسیله) نكاح نمی یابند باید عفت گزینند تا خداوند از فضلش ایشانرا بی نیاز كند )). صيغه در قران وجود ندارد در قران فقط ازدواج دائم ذكر شده است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:33 توسط |
|
خدا خود را به دو طریق معرفی کردهیکی از راه تکوین دیگر و دیگر از راه وحی. و چنان که حضرت امیر در اول دعای صباح میگوید: «یا من دل علی ذاته بذاته و تنزه عن مجانسة مخلوته». ای خدایی که خود بر ذات خود دلالت کرده و از هم جنسی با مخلوق منزه است. و حضرت سجاد در دعای ابوحمزه میگوید: «إلهی أنت کما قلت و فوق ما نقول». یعنی: خدایا تو چنانی که خودت گفتهای و برتری از آنچه ما بگوئیم. و باز عرض میکند: «إلهی أنت دللتنی علیک و لولا أنت لم أدر ما أنت». یعنی: خدایا تو مرا به سوی خود راهنمائی کردی و اگر دلالت تو نبود نمیدانستم تو چهای. و در قرآن سورة انعام آیة 161 فرموده : «بگو حقیقتاً پروردگار من مرا هدایت کرد». و همة مؤمنین و انبیاء چنانچه در سورة اعراف آیة 43 فرموده باید بگویند : «حمد خدایی که ما را هدایت کرد به توحید و دین و اگر هدایت او نبود ما هدایت نمیشدیم». و در سورة سبا آیة 50 خدا به رسول خود فرموده: «بگو اگر من گمراه شوم همانا بر ضرر خودم گمراه شدهام و اگر هدایت یابم پس به آن چیزی است که پروردگارم به من وحی میکند». پس خدا را به همان کیفیت که اسماء و صفات خود را در وحی معرفی کرده بشناسید زیرا خدا خود او را از تمام علمای بشری بهتر میشناسد و بهتر معرفی میکند. و آنچه علمای بشری و فلاسفه در وصف خدا بهم بافتهاند همه باطل و خیالبافی است چنانچه حضرت امیر در خطبة 90 میفرماید: «فانظر إیها السائل فما ذلک القرآن علیه من صفته فائتم به» یعنی: ای سائلی که از اوصاف خدا سؤال کردی بنگر آنچه قرآن تو را بر آن دلالت کرده از صفت او به آن اقتداء کن و سخنان دیگران را رها ساز. و لذا محققین از علماء میگویند اوصاف و اسماء الهی توقیفی است یعنی موقوف بر آمدن وحی است، هر چه از وحی آمده صحیح و غیر آن هر چه هر که بگوید باطل است. و خدا در سورة اعراف آیة 180 فرموده : « و خداوند نامهاى نيك دارد. پس به آن [نامها] او را به [دعا] بخوانيد و آنان را كه در نامهايش كجروى مىكنند، رها كنيد، [سزاى] آنچه را مىكردند، خواهند ديد ». ((برگرفته از كتاب اصول دين از نظر قرآن و مستند به آيات آن به قلم علامه برقعي)) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:52 توسط |
|
خدا چگونه خود را معرفی کرده؟بدان که بر خدا لازم است اول خود را معرفی کند و پس از آن معرفت خود را بخواهد، معرفی او خود را گاهی به اجمال است و گاهی به تفصیل: و اما اجمال پس به تکون و ایجاد مخلوقات است از کروات آسمانی و کهکشانها تا ذرات اتمی از گل و بلبل و اشجار و انهار. از نقشة زیبای آنها عقل پی میبرد که آنها را خلاق مدبر حکیمی است و از نظم عالم پی به ناظم آن میبرد، از ترتیب و زیبایی خلقت حیوانات و اعضاء و جوارح آدمیان و کنترل تمام قوا و ذرات جهان میتوان اجمالاً فهمید که آنها را خالق مدبر و دانائی است. و اما تفصیل اسماء و صفات الهی او را باید از وحی گرفت که مثلاً «حیّ و قیّوم و علی کلّ شیءٍ قدیر و بکلّ شیءٍ علیم و واحد و فرد و صمد و لم یلد و لم یولد » است و چیزی مانند او نیست که {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ } پس آنچه علمای بشری و فلاسفه از خود بافتهاند مانند عله العلل و یا عاشق و معشوق و یا صادر و مصدر، تمام اینها غلط و اشتباه و بلکه ضد قرآن و کفر است و چنین اسماء و صفاتی در کتب آسمانی و وحی نیامده است. ((برگرفته از كتاب اصول دين از نظر قرآن و مستند به آيات آن به قلم علامه برقعي))
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:44 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 9:4 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
قرآنیان دانلود كتاب مسلمانان امدادگران ايران دنیای لینک لینک های زیبای اسلامی |
|
RSS
|